جشن تشکلهاي مردمي و شب نشيني در موزه مردم شناسي
براي ايرانيان طولاني ترين شب سال که شب يلداست به عنوان شبي نحس محسوب مي شد که ايرانيان باستان بر همين اساس عقيده داشتند که هرکسي اين شب را تا صبح به بيداري سپري کند از نحسي اين شب به دور خواهد بود...
باور کنيد اگر شما هم به شغل شريف خبرنگاري اشتغال داشتيد و براي ورود به هر مراسمي بايد با برادران محترم حراست شاخ به شاخ شويد، از ورود بي دردسر به يک مراسم همين قدر ذوق زده مي شويد، که من! به خصوص اگر اجازه بدهند با ماشين دوري در مجموعه سعد آباد بزنيد که مي شود نور علي نور!
درشب يلدا طولاني ترين شب سال، موزه مردم شناسي مجموعه فرهنگي سعد آباد ميزبان ميهمانان مراسمي بود که ميزبان آن تشکل هاي مردمي حوزه ميراث فرهنگي بودند. البته اين موزه تا چندي پيش در دست بازسازي بوده و هنوز هم مي توان آثار طوفان بازسازي را بر در و ديوار حوزه ديد.
موقع ورود به موزه مردم شناسي به هيچ عنوان نمي توان حدس زد که جشني در اين مکان در حال برگزاري است و در سرماي شب اول زمستان بيرون موزه پرنده هم پر نمي زد. اما بعد از دق الباب در موزه و ورود به آن متوجه مي شوم که کمي زود به محل جشن رسيده ام.
طبق روال هميشگي و سنت ديرپاي معمول جشن با تاخير آغاز مي گردد و در عين حال چندين بار دکوراسيون جلوي سالني که ما در آن هستيم را تغيير مي دهند. البته جشن تنها دريک سالن برگزار نمي شود بلکه در چند سالن مجزا و به طور همزمان در حال برگزاري است و حاضران در ساير سالنها جشن را از طريق ويدئو پروژکشن ها و صفحه هاي LCD دنبال مي کنند.
به تدريج به جمعيت حاضر افزوده مي شود تا سالن مرکزي پر مي شود و نوبت به بقيه سالن هاي مي رسد. همه آرام در جاي خودشان نشسته اند و مشغول حل معضلات مهم اقتصادي و سياسي دنيا(!) هستند که ناگاه مجري مراسم ميکروفن را دست خودش مي گيرد و مي گويد "دست – دست"...
شب يلدا و رابطه آن با آجيل سر سفره
بعد از شوک اول مجري مراسم به مدعوين داخل سالن، صداي موسيقي شاد البته از نوع مجاز تمام محوطه موزه را در بر مي گيرد و يکي از از آن طرف سالن تکه مي اندازد "دستا همه بالا"! اجرا زنده موسيقي است ديگر!
درهمين حين طبق ميوه و شيريني هم روي ميز ها مي آيد و در نتيجه دست ها کمي شل مي شود(!) و مشغول به کار ديگري مثل پوست کندن ميوه مي شود. مجري مراسم که به نظر يک بمب انرژي مي آيد بعد از پايان موسيقي از دکتر طوسي وند براي صحبت درمورد خواص نحوه تغذيه شب يلدا دعوت مي کند.
دکتر طوسي وند با ارائه تاريخچه مختصري ازشب يلدا به مهمترين ويژگي شب يلدا که همانا حضور در جمع خانواده است، اشاره کرد و گفت: کساني که مدتهاي مديد در خارج از کشور زندگي کرده اند مي توانند حرف من را در مورد اين که زندگي در خارج از کشور به دور از خانواده و فرهنگ اصيل ايران زمين چقدر سخت است، درک کنند.
وي در ادامه افزود: شب يلدا شبي است که در اسطوره هاي باستاني ايران نور بر تاريکي و سرما بر گرما غلبه مي کند و از همين نکته کوچک مي توان به بسياري رموز تغذيه اين شب که شامل خوردن خشکبار وميوه هاي خشک است، پي برد.
وي در ادامه عنوان کرد: ميوه هاي خشک شده و خشکباري که در اين شب مصرف مي شود از نظر پزشکي بسيار انرژي زا و به اصطلاح ما ايراني ها، گرم است. از طرف ديگر به خاطر وجود فصل زمستان و سرماي هوا انسان به غذاهاي پر انرژي نياز دارد، از اين رو مي توان به اهميت و نقش محصولاتي که در شب يلدا استفاده مي شود پي برد.
وي با تشريح سنت هاي شب يلدا در ناحيه خراسان اضافه کرد: متاسفانه بسياري از سنت هاي قديمي ريشه دار ايراني در معرض نابودي و اضمحلال قرار گرفته اند که توجه بيشتر نهادهاي فرهنگي را به اين سنت ها را مي طلبد.
کزازي، شب يلدا و توهين به ايران
بعداز سخنراني طوسي وند نوبت به هنر نمايي يک نقال چيره دست است که با صدايي گرم هنرنمايي خود را آغاز کرد. نقال کار خود را با مدح حضرت علي (ع) آغاز مي کند و کار را با روايت داستاني از شاه عباس پيش مي برد و توجه جمعيت را به خود جلب مي کند.
بعد از پايان نقالي و پخش موسيقي دوباره نوبت به سخنراني مي رسد و در ابتدا دو تن از دبيران تشکل هاي مردمي صحبت خودشان را آغاز مي کند. يکي از اين دبيران ( خودشان را معرفي نکردند که حد اعلاي تواضع رعايت شده باشد!) با بيان اينکه تمام اين مراسم با مشارکت تشکل هاي مردمي برگزارشده است، از سازمان ميراث فرهنگي به خاطر حمايت مالي اش(!) تشکر کرد.
وي در ادامه گفت: ما اميدواريم که اين مراسم باب جديدي را براي همکاري و تعامل دستگاه هاي دولتي و تشکل هاي مردمي باز کند و من از همين جا از تمام تشکل هايي که از راه هاي دور و نزديک خودشان را به ا ين جشن رسانده اند تشکر مي کنم.
بعد از سخنراني ديبران تشکل ها(!) نوبت به حافظ خواني و تفال به دفتر ماندگار خواجه شيراز مي رسد که درست بعد از تفال به حافظ، دکتر کزازي با عجله وارد سالن مي شود. مجري هم بلافاصله سر و ته حافظ خواني را جمع مي کند و ميکروفن را به کزازي مي رساند.
کزازي که حرف زدن او براي بسياري از حاضران جالب بود(او در صحبت هاي خود به هيچوجه از کلمات عربي و بيگانه استفاده نمي کند بعلاوه اينکه لحن حرف زدنش بسيار ادبي و دلنشين است) با ارايه تاريخچه اي از شب يلدا و اهميت آن در ايران باستان گفت: براي ايرانيان طولاني ترين شب سال که شب يلداست به عنوان شبي نحس محسوب مي شد که ايرانيان باستان بر همين اساس بر اين عقيده بودند که هرکسي اين شب را تا صبح به بيداري سپري کند از نحسي اين شب به دور خواهد بود؛ بنابر اين شب نشيني در اين شب در اين نکته نهفته است.
کزازي در ادامه عنوان کرد: تاثير شب يلدا فقط در فرهنگ ايراني نيست بلکه ما شاهد هستيم که در ساير اديان جهان و به خصوص مسيحيت شب يلدا که شب تولد حضرت مسيح هم محسوب مي شود، شب جشن و شادي و سرور است و آئين هاي اين شب در حقيقت از آيين مهر پرستي ايرانيان به آيين مسيحيت منتقل شده است.
دکتر کزازي که به نظر جاي ديگري هم دعوت بود و براي ترک مراسم دنبال بهانه اي مي گشت، به دليل بعضي پچ پچ هاي جمع با ذکر اين نکته که حرف زدن در مورد ايران در چنين محيطي اهانت به نام ايران محسوب مي شود، سخنراني خود ر اقطع کرد و با تشکر از حاضران مراسم را ترک کرد. گرچه بغل دستي ما مي گويد اگر دکتر به جاي ديگري قول داده است چرا الکي ما را مي پيچاند؟!
شام را همين جا در خدمتتان هستيم!
بعد از اجراي چند برنامه ديگر مانند موسيقي سنتي، مجري مراسم براي حسن ختام جشن، شعري در وصف حضرت مهدي(عج) خواند و بعد از حاضران در سالن براي صرف شام به طبقه پايين موزه دعوت کرد.
نکته جالب در صرف شام آخر مراسم هم آشنا شدن تشکل ها با يکديگر آنهم بر سر ميز شام بود؛ آنهم تشکل هايي که حتي اسم همديگر را نشنيده بودند و شايد در دورترين نقاط ايران فعاليت مي کردند...
ساعت هنوز به يازده شب نرسيده بود که سرماي خيابان بوي دي ماه و زمستان را به مشام مي رساند...
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی ۱۳۸۶ ساعت 21:54 توسط admin
|